غزل · ملک الشعرای بهار
شماره ۵۸ - خوبروبان یار را در عین یاری می کشند...
1
خوبروبان یار را در عین یاری می کشند
دوستداران را به جرم دوستداری می کشند
2
مرغ وحشی چون نمی افتد به دست کودکان
مرغ دستاموزرا با زجر وخواری می کشند
3
شاهدان دیرجوش از دوستان باوفا
زود سیر آیند و ایشان را به زاری می کشند
4
دوستان خاص را مانند مرغ خانگی
درعروسی وعزا بررسم جاری می کشند
5
سر شبانان فی المثل گوساله پا بسته را
در قبال جستن گاو فراری می کشند
6
تا مگر ازکید بدخواهان دمی ایمن شوند
نیکخواهان را ز فرط خام کاری می کشند
7
بهر قربان بر سر راه حسودان دو رو
غمگساران را به جای غمسگاری می کشند
8
چون وزبر و پیل و رخ ازکار افتادند و شاه
ماند بی اصحاب با یک زخم کاری می کشند
9
تجربت ها کرده ایم ازکار دولت ها « بهار»
گر نکشتی اختیاری ، اضطراری می کشند