کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۶۰ - میان ابرو و چشم توگیر و داری بود...

1

میان ابرو و چشم توگیر و داری بود

من این میانه شدم کشته این چه کاری بود

2

تو بی وفا واجل در قفا و من بیمار

بمردم از غم و جز این چه انتظاری بود

3

مرا ز حلقه ی عشاق خود نمیراندی

اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود

4

در آفتاب جمال تو زلف شبگردت

دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود

5

به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل

قمار جهل نمودیم و خوش قماری بود

6

تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت

زعهد مهر و وفا هرچه یادگاری بود

7

بنای این مدنیت به باد می دادم

اگر به دست من از چرخ اختیاری بود

8

میئی خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب

اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود

متن شعر کپی شد.