کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۶۳ - آن چه شعله است کزان راهگذار می آید...

1

آن چه شعله است کزان راهگذار می آید

یا چه برقیست که دایم به نظر می آید

2

ظلماتیست جهانگیرکه چون سیل روان

مژده آب حیاتش ز اثر می آید

3

زاده فکر من است این که پس از چندین قرن

به سفررفته و اکنون زسفر می آید

4

دیده بگشای و در آغوش بگیرش کز مهر

پسری بر سر بالین پدر می آید

5

اگر این فتنه گری زان خط سبز است چه باک

خوش بود فتنه گر از دور قمر می آید

6

پا و سر می شکند راه خرابات ولی

مرد وارسته ازبن راه بسر می آید

7

ای دل از کو تهی دست طلب شکوه مدار

صبرکن عاقبت آن نخل به بر می آید

8

هرکجا بگذرد آن سرو خرامنده بهار

خاک راهش به نظرکحل بصر می آید

متن شعر کپی شد.