غزل · ملک الشعرای بهار
شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم...
1
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بار دیگر به مراد دل خود باز رسم
2
بود آیا که ز ری راه صفاهان گیرم
وز صفاهان به طربخانه شیراز رسم
3
خیزم از جای و بدان شهر طربخیز شوم
تازم از شوق و بدان خطه ممتاز رسم
4
به ملاقات گرامی ادبایی که بود
جمله را قول و غزل تالی اعجاز رسم
5
هست رازی ازلی در دل شیراز نهان
خرم آن روز که من بر سر آن راز رسم
6
بر سر مرقد سعدی که مقام سعد است
بسته دست ادب و جبهه قدم ساز رسم
7
همت از تربت حافظ طلبم وز مددش
مست مستانه به خلوتگه اعزاز رسم
8
مرغک تازه پرم زیر پرم گیر به مهر
تا ز فیض پر و بال تو به پرواز رسم
9
بود آیاکه ازین تنگ قفس نیم نفس
به سر صحبت مرغان خوش آواز رسم
10
حافظا بنده رندان جهانست « بهار»
همتی تا به یکی خواجه دمساز رسم