کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۹۹ - ای کمان ابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی...

1

ای کمان ابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی

ور نه روزی بر جهد از قلب مسکین تیر آهی

2

آفتابا از عطوفت ، بخش بر جان ها فروغی

پادشاها از ترحم ، کن به درویشان نگاهی

3

گر گنه باشد که مردم برندارند از تو دیده

در همه عالم نماند غیر کوران بی گناهی

4

من کی ام تا دل نبازم پیش چشم کینه جوبت

کاین سیه با یک اشارت بشکند قلب سپاهی

5

بینمت چونان که بیند منعمی را بینوایی

رانی ام چونان که راند بنده ای را پادشاهی

6

گفتم از بیداد زلفت خویشتن را وارهانم

اشتباهی بود لیکن بس مبارک اشتباهی

7

گر به چاه افتند کوران ، عذرشان باشد ولی من

با دو چشم باز رفتم ، تا درافتادم به چاهی

8

چهره ام کاهی از آن شد، کز تب عشق تو هر دم

آنچنان لرزم که لرزد پیش بادی پرکاهی

9

دل برفت ازدست و ترسم درره عشق توجان هم

ترک من گوید بزودی ، چون رفیق نیمه راهی

10

جادویی کردند مردم ، تا سیه شد روزگارم

اندرین دعوی ندارم غیر چشمانت کواهی

11

معجر است آن پیش رویت ، یا سیه دود دل من

یا به پیش ماه تابان پاره ابر سیاهی

12

چون « بهار» از عشق خوبان سال ها بودم گریزان

عاقبت پیوست عشقم رشته الفت به ماهی

متن شعر کپی شد.