سایر · ملک الشعرای بهار
شماره ۳۹ - برف
1
ابری به خروش آمد چون قلزم مواج
بر روی زمین بیخت هزاران ورق عاج
2
گویا فلک امروز بریزد به سر خلق
پس مانده آن شیر برنج شب معراج
3
حلاج شدست ابر و زند برف چو پنبه
لرزان من ازین حادثه چون خایه حلاج
4
گویی که یکی سید، مندیل عوض کرد
زان برف فراوان که نشسته به سرکاج