مثنوی · ملک الشعرای بهار
شماره ۱۷ - مطایبه
1
ای از برما به خشم رفته
رخ بی سببی زما نهفته
2
ما را گنهی بجز وفا نیست
بهر چه تو را هوای ما نیست ؟
3
آخر نه من و تو یار بودیم
بر عهد هم استوار بودیم
4
بهر چه ز ما گسستی ای دوست
در بر رخ دوست بستی ای دوست
5
عهدی به هزار وعده بستی
گر بستی عهد، چون شکستی
6
بازآی که خاک پات گردم
تو جان منی ، فدات گردم
7
دستی بکشم به ساق پایت
سیگار بپچم از برایت
8
جام عرقی دهم به دستت
سازم ز خمار باده مستت
9
بینم شب و روز با جلالت
وز نعشه چرس در خیالت
10
از بهر تو ای نگار بنگی
گویم غزلی بدین قشنگی