کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۳۰ - سی لحن موسیقی

1

شنیدم باربد در بزم خسرو

به هر نوبت سرودی نغمه ای نو

2

سرودی نغمه با چنگ دلاوبز

وزان خوش داشتی اوقات پرویز

3

شمار جمله الحانی که پیوست

بدی درسال شمسی سیصدوشست

4

فزون زبن، پنجگه بودی ز دنبال

که خواندندی به جشن آخر سال

5

از آن الحان خوش ، سی لحن نامی

به شعر خویش آورده نظامی

6

به اندک اختلاف آن لحن ها را

به هر فرهنگ خواهی جست ، یارا

7

نخست « آرایش خورشید» بوده

دوم « آیین جمشید» ستوده

8

سوم « اورنگی » است ای یار دیرین

چهارم است نامش « باغ شیرین »

9

به پنجم هست « تخت طاقدیسی »

توانی نیزبی نسبت نویسی

10

ششم را « حقه کاوس » شد نام

به هفتم « راح روح » است ای دلارام

11

دگرگوبد که آن خود« راه روح » است

کزان ره روح رامش را فتوح است

12

گمانم کاین دو تازی لحن از الحان

بود تفسیر لفظ « رامش جان »

13

ور از سی لحن ، لحنی کمتر آید

به جایش لحن « فرخ روز» شاید

14

نظامی هم بر این آهنگ رفته است

که فرخ روزرا لحنی گرفته است

15

بود هشتم همانا « رامش جان »

به جای جان ، جهان هم خواند بتوان

16

نهم را « سبزه در سبزه » ستودند

دهم را نام « سروستان » فزودند

17

نوای یازده « سرو سهی » دان

فرامش کردنش ازکو تهی دان

18

سرود هشت و چارم را خردمند

به « شادروان مرواربد» افکند

19

شمار سیزده « شبدیز» نامست

« شب فرخ » شب ماه تمام است

20

سرود « قفل رومی » پانزده دان

ده و شش « کنج بادآور» همی خوان

21

چو « گنج ساخته » باشد ده و هفت

که گنج سوخته هم درقلم رفت

22

به هجده « کین ایرج » می زند جوش

وزان پس نوزده « کین سیاووش»

23

دو ده را « ماه برکوهان » نشانه

بود یک بیست نامش « مشکدانه »

24

بود « مروای نیک » اندر دو و بیست

همان سه بیست نامش « مشکمالی » است

25

به چار و بیست باشد « مهرگانی »

که خوانندش گروهی، مهربانی

26

به پنج و بیست « ناقوس » است آری

پس آنگه بیست با شش « نوبهاری »

27

به هفت وبیست « نوشین باده » بگسار

به هشت و بیست رخ بر « نیمروز» آر

28

بود « نخجیرگان » لحن نه و بیست

همش قولی دگر نخجیرگانی است

29

سی ام ره « گنج گاو» است ای خردمند

که او راگنج گاوان نیز خوانند

30

همش خوانند برخی گنج کاوس

بود این هر سه ره با ذوق مانوس

31

نظامی حذف کرد « آیین جمشید»

ز « راح روح » هم دامن فروچید

32

هم افکندن از میانه « نوبهاری »

پس آنگه ساخت لحنی چار، جاری

33

نخستین کرد یاد از « ساز نوروز»

که باشد نوبهار آنجا ز نوروز

34

سوم را نام « فرخ روز» داده

دگر « کیخسروی » نامی نهاده

35

چو در این شعرها دقت فزایی

توخود سی لحن را از بر نمایی

متن شعر کپی شد.