کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۵۸ - گاو شیرده

1

جهان آفرین بندگان را همه

پدیدار فرمود همچون رمه

2

ستور و سگ و گاو با گاوبند

بهکجای هم گرگ و هم گوسپند

3

به یکسو چران گاومیش بزرگ

ز سوی دگر شرزه شیر سترگ

4

درنده ، چرنده ، خزنده بهم

درآمیخته رنج و تیمار و غم

5

دهد گاو پاکیزه کردار، شیر

بسازد از آن شیر دهقان ، پنیر

6

رود موش و آن ساخته برکشد

جهد گربه وز موش کیفر کشد

7

فتد گربه ناگه به چنگ شگال

کشد کیفر موش از آن بدسگال

8

سگ آید بگیرد به پاداشنش

بدرد ز کین پوستین بر تنش

9

به کیفر ستوه آید ازگرک سگ

بریزدش خون و بدردش رگ

10

به گرک اندر آید پلنگ دلیر

شود بر پلنگ آن زمان ببر چیر

11

دو مردند در این گله سخت کوش

یکی شیر ده و ان دگر شیردوش

12

چون زین بگذری جمله بیگانه اند

یکایک سگ وگربه خانه اند

13

برو همچو دریا گهر بخش باش

و یا همچو کان سیم و زربخش باش

14

گر این نیستی ، باش گوهرشناس

به نزدیک کان گهر سرشناس

15

ور این هم نه ای سنگ و خاشاک باش

کجا زرگر و زر نه ای خاک باش !

متن شعر کپی شد.