مثنوی · ملک الشعرای بهار
شماره ۶۶ - نقش فردوسی
1
پژوهندگی را سپیده دمان
فرشته به خاک آمد از آسمان
2
بدانگه که مردم به خواب اندر است
دل دیو ریمن به تاب اندر است
3
بدانگه که یکسر غنوده است هوش
گشاده در دل به روی سروش
4
فرشته درآمد چراغی به مشت
روان شد به دعوتگه زردهشت
5
به ایران زمین جستن اندر گرفت
پژوهیدن هر دلی سر گرفت
6
هرآن دل که دیوان در آن خفته دید
فرشته از آنجای دم درکشید
7
به هر دل که بد پاک ، کشتن گرفت
در آن هرچه دید آن نبشتن گرفت
8
از آن ییش کاین تیره پهنای خاک
شود چون دل پارسا تابناک
9
از آن پیش کز قعر دربای قار
کشد دیو، خمیازه نابکار
10
سوی آسمان شد سروش بلند
بدست اندرش نامه ای دلپسند
11
ز هر دل در آن داستانی زده
فرشته برآن ترجمانی شده
12
به هر دل دگر نقش ، دیدار بود
به هر نقش رنگی دگر یار بود
13
بجز یاد فردوسی پاک رای
که در هر دلی داشت نقشی بجای