مسمط · ملک الشعرای بهار
کار ما بالاگرفت !
1
شاه نو بر تختگه ماواگرفت
بار دیگر حق به مرکز جاگرفت
2
بار دیگرکار ما بالاگرفت
آتش اندر خصم بی پروا گرفت
3
مجلس سرگشته از نو پاگرفت
4
کام مفسد مظهر خمیازه شد
شهر ظلم و جور بی دروازه شد
5
نام آزادی بلندآوازه شد
حمد یزدان ، جان ملت تازه شد
6
شکر ایزد، کار ما بالا گرفت
7
آنکه کرد از نیکوئی کار وطن
آفرین ها بر سپهدار وطن
8
آنکه گشت از جان و دل یار وطن
نیز صد تحسین به سردار وطن
9
زبن دو تن کار وطن مبناگرفت
10
کار ما ترویج آئین است و بس
زین کشاکش قصد ما این است و بس
11
کام ما زین شهد، شیرین است وبس
ملجوئ ما حجت دین است و بس
12
بود لطف او که دست ما گرفت
13
روز شادی و سرور است ای بهار
چشم استبداد کور است ای بهار
14
عیش و شادی از تو دور است ای بهار
هم به تشویقت قصور است ای بهار
15
زانکه گردون کینه دانا گرفت