کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

از ماست که بر ماست

1

این دود سیه فام که از بام وطن خاست

ازماست که برماست

2

وین شعله سوزان که برآمد ز چپ وراست

ازماست که برماست

3

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم

با کس نسگالیم

4

از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست

ازماست که برماست

5

یک تن چو موافق شد یک دشت سپاه است

با تاج وکلاهست

6

ملکی چو نفاق آورد او یکه و تنها

ازماست که برماست

7

ماکهنه چناریم که از باد ننالیم

بر خاک ببالیم

8

لیکن چه کنیم ، آتش ما در شکم ماست

ازماست که برماست

9

اسلام گر امروز چنین زار و ضعیف است

زین قوم شریفست

10

نه جرم ز عیسی نه تعدی زکلیساست

ازماست که برماست

11

ده سال به یک مدرسه گفتیم و شنفتیم

تا روز نخفتیم

12

وامروز بدیدیم که آن جمله معماست

ازماست که برماست

13

گوییم که بیدار شدیم ! این چه خیالست ؟

بیداری ما چیست ؟

14

بیداری طفلی است که محتاج به لالاست

ازماست که برماست

15

از شیمی و جغرافی و تاربخ ، نفوریم

از فلسفه دوریم

16

وز قال وان قلت ، بهر مدرسه غوغاست

زماست که برماست

17

گویند بهار از دل و جان عاشق غربیست

یاکافر حربی است

18

ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست

ازماست که برماست

متن شعر کپی شد.