کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در صفت محبس تامینات

1

اندرین حجره ام پس از خور و خواب

نیست چیزی انیس غیرکتاب

2

مه اردی بهشت و لاله به باغ

من در اینجا چو لاله دل پر داغ

3

دستم آزاد و بسته است دلم

تن درست و شکسته است دلم

4

سوزد از تاب تب هماره تنم

گونی از آتش است پیرهنم

5

دهدم دردسر مدام عذاب

بس که بیگاه می پرم از خواب

6

چشم انداز من زگوشه بام

ناف شهر ری است و شارع عام

7

های وهو یی که اندرین ماوی است

به خدا گر به محشرکبری است

8

پر الا لا وگیرودار و غلو

چون گه جنگ رسته اردو

9

بانگ گردونه های آب فشان

می دهند از غریو رعدنشان

10

لیک رعدی که بیخ گوش بود

بام تا شام در خروش بود

11

دم بدم رعد و برق ولوله است

متصل در اطاق زلزله است

12

من که بودم انیس خاموشی

بود با خلوتم هم آغوشی

13

از نسیمی که می وزید بدر

می پریدم ز خواب وقت سحر

14

دور از شهر و در میان گروه

خلوتی داشتم به دامن کوه

15

از ره کینه بخت وارون کار

بسترم را فکند در بازار

16

گفته ام در قصیده ای کم و بیش

شرح این های وهوی رازین پیش

17

نوک خیابان وسیع ترگشته

رفت و آمد سریع ترگشته

18

گشت گوشم کر از ترنک ترنک

مغزم آشفت از این غریو و غرنک

19

روزی از روزهای فصل بهار

رعد و برقی عظیم بود به کار

20

هر زمان برق سخت جنبیدی

بر سر بام ها غرنبیدی

21

گرچه بد برق و تندری نزدیک

گوش ، بانگش نمی شنید ولیک

22

زان که گردونه های راهگذر

ره ببستی به غرش تندر

23

کرده در بیخ گوشم آماده

چرخ گردون هزار اراده

24

می رود خواب و می پرد هوشم

می کفدمغز و می درد گوشم

متن شعر کپی شد.