سایر · ملک الشعرای بهار
دعوت شوهر زن را به کیش وجدان
1
داشت اصرار شوهر نادان
که شود زن مطاوع وجدان
2
رخ نپوشد ز مرد بیگانه
خاصه زان نوجوان فرزانه
3
زن ازین گفته هاکسل می شد
قهر می کرد و تنگ دل می شد
4
به حذر بود ازآن طریقه شوی
و بژه از آن رفیق تازه اوی
5
ساده دل هرچه بیش می کوشید
زن رخ ازغیر بیش می پوشید