کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در صفت پاسبان

1

پاسبان باید از نژاد اصیل

تا کند عیب خلق را تعدیل

2

پاسبان دوستدار خلق بود

رهبر و غمگسار خلق بود

3

پاسبان باید آدمی زاده

مشفق و نیکخوی و آزاده

4

پاسبان گر نه بی نیاز بود

دست او هر طرف دراز بود

5

رشوه خواره نه پاسبان باشد

بلکه او شبرو و عوان باشد

6

روز روشن میانه برزن

چارقد برکشیدن از سر زن

7

در بر خلق مویش آشفتن

لت زدن ، زشت و ناسزا گفتن

8

پای ببریدن از پی پاپوش

یا پی گوشواره کندن گوش

9

نه سزاوار پاسبانانست

کاین عمل شیوه عوانانست

10

کارشان نیست در خلا و ملا

جز که جفت و جلا و بند و بلا

11

عامه دزدند و ابله و بدروز

پاسبان نیز قوز بالاقوز

12

کار اهل صلاح و ستر و عفاف

هست مشکل دراین بزرگ مصاف

متن شعر کپی شد.