سایر · ملک الشعرای بهار
در صفت پاسبان
1
پاسبان باید از نژاد اصیل
تا کند عیب خلق را تعدیل
2
پاسبان دوستدار خلق بود
رهبر و غمگسار خلق بود
3
پاسبان باید آدمی زاده
مشفق و نیکخوی و آزاده
4
پاسبان گر نه بی نیاز بود
دست او هر طرف دراز بود
5
رشوه خواره نه پاسبان باشد
بلکه او شبرو و عوان باشد
6
روز روشن میانه برزن
چارقد برکشیدن از سر زن
7
در بر خلق مویش آشفتن
لت زدن ، زشت و ناسزا گفتن
8
پای ببریدن از پی پاپوش
یا پی گوشواره کندن گوش
9
نه سزاوار پاسبانانست
کاین عمل شیوه عوانانست
10
کارشان نیست در خلا و ملا
جز که جفت و جلا و بند و بلا
11
عامه دزدند و ابله و بدروز
پاسبان نیز قوز بالاقوز
12
کار اهل صلاح و ستر و عفاف
هست مشکل دراین بزرگ مصاف