سایر · ملک الشعرای بهار
در صفت زن خوب
1
زن شناسم به روی همچو نگار
مالک ملک و درهم و دینار
2
مشربی باز و فکرتی روشن
بی عقیدت به گلخن و گلشن
3
شوهری زشت و ابله و بدخو
با زنان بلایه هم زانو
4
این چنین زن اگر رود به حریف
یاگزیند یکی رفیق ظریف
5
هست کمتر به فتوی بنده
در بر عقل و عرف شرمنده
6
پای مذهب نیاید ار به میان
نتوان کرد سر منع بیان
7
هست بهرش گشاده راه ورود
منع مفقود و مقتضی موجود
8
با چنین حال پارساکیش است
پاسدار شرافت خویش است
9
ترک عهد وفا نکرده هنوز
دست از پا خطا نکرده هنوز
10
اینت اعجوبه و دلیر زنی
قهرمانی بزرگ و شیرزنی
11
افتخار رجال و فخر نساست
او نه زن ، سرو بوستان وفاست
12
راستی کفش پای این سره زن
به از آن مرد ابله کودن
13
که به چونین زنی وفا نکند
خاک پایش به دیده جا نکند