کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در طبیعت زن

1

راست خواهی زنان معمایند

پیچ در پیچ و لای بر لایند

2

زن بود چون پیاز تو در تو

کس ندارد خبر ز باطن او

3

نیست زن پای بند هیچ اصول

بجز از اصل فاعل و مفعول

4

خویش را صد قلم بزک کردن

غایتش زادن است و پروردن

5

در طبیعت طبیعتی ثانی است

کارگاه نتاج انسانی است

6

زن به معنی طبیعتی دگر است

چون طبیعت عنود و کور و کر است

7

هنرش جلب مایه و زاد است

شغل او امتزاج و ایجاد است

8

آورد صنعتی که جان دارد

هرچه دارد برای آن دارد

9

شود از هر جدید و تازه کسل

جز از آن تازه کاو رباید دل

10

دل رباید که افتدش کاری

و افکند طرح جان جانداری

متن شعر کپی شد.