کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آیین زرتشت

1

چنین گفت در گات ها زردهشت

که بر دیو ریمن نمایید پشت

2

دروغ است هم دست اهریمنا

ابا هر بدی دست در گردنا

3

به یزدان نیکی دهش بگروند

دروغ از فریبندگان مشنوید

4

به هرمزد والا نماز آورید

به یزدان یکایک نیاز آورید

5

گوش نیک دارید و نیکومنش

کزین دو به نیکی گراید کنش

6

چو پندار شد خوب و گفتار خوب

شود بی گمان کار وکردار خوب

7

به نیکو منشت و گوشت و کنشت

بیارای خود را چو خرم بهشت

8

برون و درون هر دو شایسته به

نهاد خوش و خوی بایسته به

9

سخن خوب و دل خوب و خوش کار کرد

چو این هرسه شد خوب ، خوبست مرد

10

نیت گر بود خوب و گفتار بد

درختی است خوش کاورد بار بد

11

منش گر بود زشت و گفتار نغز

اناریست خوش ظاهر و ترش مغز

12

مکن بد اگرچه نه پیدا بود

که پیروزی دیو شیدا بود

13

روان و تن خویش ورزنده دار

به ورزیگری کشور ارزنده دار

14

تن لاغر و خاک نادیده ورز

ندارد به نزد جهاندار ارز

15

اگر گرسنه روزی آری به شب

گناهست نزدیک دادار رب

16

گناهی ست کان را ستغفار نه

زمین تشنه و آدمی گرسنه

17

برون آرکهریز و آب روان

بر آن آب بنشان نهال جوان

18

برافشان بهر مهر مه تخم پاک

که درتیر مه زر ستانی ز خاک

19

میفکن درختی که بار آورد

هم آن راکجا سایه می گسترد

متن شعر کپی شد.