کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فقره ۵۰ - شرم گین زن اگر با تو دوست بود ا وی را به زنی ، بر زیرک مرد دانا ده ، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید....

1

شرم گین زن اگر با تو دوست بود ا وی را به زنی ، بر زیرک مرد دانا ده ، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.

2

گرت خویش باشد زن شرمگین

ورا شوی دانای زیرک گزین

3

جوان خردمند داننده راه

بود همچو ورزیده خاک سیاه

4

که چون از برش تخم بپراکنی

از او گونه گون لاله و گل چنی

متن شعر کپی شد.