سایر · ملک الشعرای بهار
فقره ۶۱ - زده مرد ( را) استوار مدار، و آپریکان ( آبرمند) مرد ( را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده ....
1
زده مرد ( را) استوار مدار، و آپریکان ( آبرمند) مرد ( را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده .
2
کسی کش فکندی وکردیش خوار
مدارش به نزدیک خویش استوار
3
چو خواهی کنی دستکیری زکس
بجوی آبرومند نادسترس