کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دریای خاطرات زمان

1

آهی کشید غم زده پیری سیپد موی،

2

افکند صبحگاه در آیینه چون نگاه

3

در لا به لای موی چو کافور خویش دید:

4

یک تار مو سیاه؛

5

در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد

6

در خاطرات تیره و تاریک خود دوید

7

سی سال پیش نیز در آیینه دیده بود

8

یک تار مو سپید؛

9

در هم شکست چهره محنت کشیده اش،

10

دستی به موی خویش فرو برد و گفت: «وای»!

11

اشکی به روی آیینه افتاد و ناگهان

12

بگریست های های؛

13

دریای خاطرات زمان گذشته بود،

14

هر قطره ای که بر رخ آیینه می چکید

15

در کام موج ، ناله جانسوز خویش را

16

از دور می شنید.

17

طوفان فرونشست... ولی دیدگان پیر،

18

می رفت باز در دل دریا به جست و جو...

19

در آب های تیره اعماق، خفته بود:

20

یک مشت آرزو!

متن شعر کپی شد.