فریدون مشیری
تشنه طوفان
فریدون مشیری / تشنه طوفان
فهرست متن
اشعار و آثار
1فردای ماسایرتویی تویی به خدا، این که از دریچه ی ماه؛ نگاه می کند از مهر و با منش سخن است←2تشنه طوفانسایردیگر به روزگار نمی بینم، آن عشق ها که تاب و توان سوزد،←3کابوسسایرخدایا، وحشت تنهایی ام کشت، کسی با قصه ئ من آشنا نیست←4راز(غزل شاعر)غزلدر خلوت و صفای دیار فرشتگان، جنگل میان دامن شب آرمیده است←5آیینهسایر« فریدون » این تویی؟ یا نقش دیوار، نه رنگ است این که بر رخسار داری←6میگونسایراز صدای پر مرغان سحر←7میگون سیل زدهسایرابر، آواره آشفته دهر←8کاروانسایرعمر پا بر دل من می نهد و می گذرد... خسته شد چشم من از این همه پاییز و بهار←9دریای خاطرات زمانسایرآهی کشید غم زده پیری سیپد موی،←10خنده ی خورشیدسایرهر نفس می رسد از سینه ام این ناله به گوش←11برگ های سپید دفتر منشعر سپیددر دل خسته ام چه می گذرد؟ این چه شوری ست باز در سر من؟←12اشک شوقسایرباور نداشتم که در آن تنگنای غم، رحم آورد به زاری و عجز و نیاز من←13حکایت حرمانسایرمن دلخوشم به سوختن و دوست داشتن←14فریب تلخسایریک بار عهد بستم و نشکستم←15شعر غم انگیزسایردو چشم خسته اش از اشک تر بود←16آوارهسایرنیمه شب بود غمی تازه نفس، ره خوابم زد و ماندم بیدار←17آغوش پشیمانیسایرچون به کام دل نشد، دستی در آغوشت کنم←18آتشسایرکاروان رفته بود و دیده من، همچنان خیره مانده بود به راه←19آغوش امیدسایربوسه گرم تو در نومیدی، نوشداروی امیدم بخشید←20زندگیسایرچه می جویم در این تاریکی ژرف ؟، چه می گویم میان زاری و آه←21دیدارسایرعمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت؛ دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت←22نوای بی نواییسایرمرا می خواستی، تا شاعری را، ببینی روز و شب دیوانه خویش←23دلخستهسایرای دل ، این جا دگر جای ما نیست←24توضیحاتسایر۱ تشنه طوفان ۱۳۳۴←