کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آغوش امید

1

بوسه گرم تو در نومیدی، نوشداروی امیدم بخشید

چشم پر مهر تو با من می گفت:«هیچ نومید به جایی نرسید!»

2

پیش چشمم همه جا بود سیاه، نا امید از همه چیز و همه کس

سیر از خویش و گریزان از خلق، کرده پیوند به نومیدی و بس

3

آرزوها همه تاریک و تباه، سخنم تلخ ، چراغم خاموش

مرگ بر زاری من می خندید، زندگی بار گران بود به دوش

4

پرده یاس نمی داد امان، تا ببینم که چه زیباست جهان

دست در دامن امید زدم، یافتم زندگی جاویدان

5

حالیا چشم دلم بر همه چیز، کند از روزن امید نگاه

چه شکوهی ست در این کلبه تنگ!، چه فروغی ست در این شام سیاه!

متن شعر کپی شد.