کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

کابوس

1

خدایا، وحشت تنهایی ام کشت، کسی با قصه ئ من آشنا نیست

در این عالم ندارم همزبانی، به صد اندوه می نالم روا نیست

2

شبم طی شد کسی بر در نکوبید، به بالینم چراغی کس نیفروخت

نیامد ماهتابم بر لب بام، دلم از این همه بیکانگی سوخت...

3

به روی من نمی خندد امیدم، شراب زندگی در ساغرم نیست

نه شعرم می دهد تسکین به حالم، که غیر از اشک غم در دفترم نیست

4

بیا ای مرگ، جانم بر لب آمد، بیا در کلبه ام شوری بر انگیز

بیا، شمعی به بالینم بیاویز، بیا، شعری به تابوتم بیاویز!

5

دلم در سینه کوبد سر به دیوار، که: «این مرگ است و بر در میزند مشت »

بیا ای همزبان جاودانی،که امشب وحشت تنهایی ام کشت!

6

7

http://afasoft.ir/post/۳۷ 

متن شعر کپی شد.