کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شعر غم انگیز

1

دو چشم خسته اش از اشک تر بود

ز روی دفترم چون دیده بر داشت

2

غمی روی نگاهش رنگ می باخت

حدیثی تلخ در آن یک نظر داشت

3

مرا حیران از این نازک دلی کرد

مگر این نغمه ها در او اثر داشت ؟

4

چرا دل را به خاکستر نشانید؟

اگر از سوز پنهانش خبر داشت

5

نخستین بار خود آمد به سویم

که شوقی در دل و شوری به سر داشت

6

سپردم دل به دست او چو دیدم

که غیر از دلبری چندین هنر داشت

7

دل زیباپرست من ز معشوق

تمنای نگاهی مختصر داشت

8

نگاهش آسمانی بود و افسوس

که در سینه دلی بیدادگر داشت!

9

پر پروانه ای را سوخت این شمع

که جانان را ز جان محبوب تر داشت

10

به پایش شاعری افتاد و جان داد

که آفاق هنر را زیر پر داشت

11

نمی داند دل پر درد شاعر

چه آتش ها به جان زین رهگذر داشت

12

ولی داند : « فریدون» تاج سر بود

اگر غیر از محبت سیم و زر داشت!

13

14

*

15

مرا گوید مخوان شعر غم انگیز، که حسرت عقده گردد در گلویم!

16

خدا را ، با که گویم کاین ستمگر، غمم را هم نمی خواهد بگویم!

متن شعر کپی شد.