کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خنده ی خورشید

1

هر نفس می رسد از سینه ام این ناله به گوش

که در این خانه دلی هست به هیچش مفروش!

2

چون به هیچش نفروشم؟ که به هیچش نخرند

هرکه بار غم یاری نکشیده ست به دوش

3

سنگدل، گویدم از سیم تنان روی بتاب

بی هنر، گویدم از نوش لبان چشم بپوش

4

برو ای دل به نهانخانه خود خیره بمیر

مخروش این همه ای طالب راحت! مخروش

5

آتش عشق بهشت است، میندیش و بیا

زهر غم راحت جان است، مپرهیز و بنوش

6

بخت بیدار اگر جویی با عشق بساز

غم جاوید اگر خواهی، با شوق بجوش

7

پر و بالی بگشا، خنده خورشید ببین

پیش از آنی که شود شمع وجودت خاموش!

متن شعر کپی شد.