کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سرگذشت گل غم

1

تا در این دهر دیده کردم باز

گل غم در دلم شکفت به ناز

2

بر لبم تا که خنده پیدا شد

گل او هم به خنده ای وا شد

3

هر چه بر من زمانه می افزود

گل غم را از آن نصیبی بود

4

همچو جان در میان سینه نشست

رشته عمر ما به هم پیوست

5

چون بهار جوانی ام پژمرد

گفتم این گل ز غصه خواهد مرد

6

یا دلم را چو روزگار شکست

گفتم او را چو من شکستی هست

7

می کنم چون درون سینه نگاه

آه از این بخت بد چه بینم آه

8

گل غم، مست جلوه خویش است

هر نفس تازه روتر از پیش است

9

زندگی تنگنای ماتم بود

گل گلزار او همین غم بود

10

او گلی را به سینه من کاشت

که بهارش خزان نخواهد داشت

متن شعر کپی شد.