کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ستاره کور

1

ناتوان گذشته ام ز کوچه ها، نیمه جان رسیده ام به نیمه راه،

چون کلاغ خسته ای در این غروب می برم به آشیان خود پناه!

2

در گریز ازین زمان بی گذشت، در فغان، از این ملال بی زوال،

رانده از بهشت عشق و آرزو، مانده ام همه غم و همه خیال.

3

سر نهاده چون اسیر خسته جان، در کمند روزگار بدسرشت.

رو نهفته چون ستارگان کور، در غبار کهکشان سرنوشت.

4

می روم ز دیده ها نهان شوم. می روم که گریه در نهان کنم

یا مرا جدایی تو می کشد، یا ترا دوباره مهربان کنم.

5

این زمان نشسته بی تو با خدا، آنکه با تو بود و با خدا نبود.

می کند هوای گریه های تلخ، آن که خنده از لبش جدا نبود.

6

بی تو من کجا روم؟ کجا روم؟ هستی من از تو مانده یادگار،

من به پای خود به دامت آمدم؛ من مگر ز دست خود کنم فرار!

7

تا لبم، دگرنفس نمی رسد، ناله ام به گوش کس نمی رسد،

می رسی به کام دل که بشنوی: ناله ای ازین قفس نمی رسد...!

متن شعر کپی شد.