کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

چرا از مرگ می ترسید؟

1

چرا از مرگ می ترسید ؟

2

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

3

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

4

5

مپندارید بوم ناامیدی باز ،

6

به بام خاطر من می کند پرواز ،

7

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است .

8

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است

9

10

مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد ؟

11

مگر افیون افسون کار

12

نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد ؟

13

مگر این می پرستی ها و مستی ها

14

برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست ؟

15

مگر دنبال آرامش نمی گردید ؟

16

چرا از مرگ می ترسید ؟

17

18

کجا آرامشی از مرگ خوش تر کس تواند دید ؟

19

می و افیون فریبی تیزبال وتند پروازند

20

اگر درمان اندوهند ،

21

خماری جانگزا دارند .

22

23

نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید

24

خوش آن مستی که هشیاری نمی بیند !

25

26

چرا از مرگ می ترسید ؟

27

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

28

بهشت جاودان آنجاست .

29

جهان آنجا و جان آنجاست

30

گران خواب ابد ، در بستر گلبوی مرگ مهربان ، آنجاست !

31

سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی ست .

32

33

همه ذرات هستی ، محو در رویای بی رنگ فراموشی ست .

34

نه فریادی ، نه آهنگی ، نه آوایی ،

35

نه دیروزی ، نه امروزی ، نه فردایی ،

36

زمان در خواب بی فرجام ،

37

خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند !

38

39

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

40

در این دوران که از آزادگی نام و نشانی نیست

41

در این دوران که هرجا

42

« هرکه را زر در ترازو ،زور در بازوست»

43

جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید

44

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند

45

درین غوغا فرو مانند و غوغاها برانگیزند .

46

47

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

48

همه ، بر آستان مرگ راحت ، سر فرود آرید

49

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

50

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

51

چرا از مرگ می ترسید؟!

متن شعر کپی شد.