سایر · ملک الشعرای بهار
در ابوعطا
1
نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
2
بگو آشیان را ز دیده ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
3
شبی سحرکن - شبی سحرکن
4
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهره گل
5
کنار بستان - به یاد مستان - بنوش می
6
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
7
همه جا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
8
روزی آهم گیرد دامنت - سوزد با منت
9
گر شود دلم کوه درد و غم
چاره اش به یک جام می کنم
10
همچو فرهادش از ریشه برکنم
11
من همان مرغ بی بال وپر
شاخ بی برگ و بر
12
دل آزرده ام
13
من همان مرغ بی بال و پر
شاخ بی برگ و بر
14
دل آزرده ام