سایر · ملک الشعرای بهار
در دستگاه ماهور
1
۱
ز فروردین شد شکفته چمن
2
گل نوشد زیب دشت و دمن
3
کجایی ای نازنین گل من
بهار آمد با گل و سنبل
4
ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل
5
دل او را از جفا مشکن
بهار از گل سایبان دارد
6
دربغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کاو یاری جوان دارد
7
بتی تازه با شراب کهن
دلم گشت از چرخ بوقلمون
8
چو جام می لب به لب پرخون
9
غم عشقت شد برغمم افزون
شد از ستمت
10
ز دست غمت
11
غرق خون دل من
مجنون دل من
12
محزون دل من
پر ز خون دل من
13
۲
نگارا رحمی نما به چشم ترم
14
که من از زلفت بتا شکسته ترم
اگر بردم جان از غم دوران
15
ز درد فراق تو جان نبرم
عزیز دلم بت چگلم آبروی چمن
16
بهار مرا خزان منما نازنین گل من