غزل · سایه
مرغ پریده
1
هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پریده
2
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم
که این فرشته برای من از بهشت رسیده
3
بیا که چشم و چراغم تو بودی از همه عالم
خدای را به کجا رفتی ای فروغ دو دیده
4
هزار بار گذشتی به ناز و هیچ نگفتی
که چونی ای به سر راه انتظار کشیده
5
چه خواهی از سر من ای سیاهی شب هجران
سپید کردی چشمم در انتظار سپیده
6
به دست کوته من دامن تو کی رسد ای گل
که پای خسته ی من عمری از پی تو دویده
7
ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتی
که رام من نشدی آخر ای غزال رمیده
8
خموش سایه که شعر تو را دگر نپسندم
که دوش گوش دلم شعر شهریار شنیده