کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

فسانه ی شهر

1

صبا به لرزش تن سیم تار را مانی

به بوی نافه سر زلف یار را مانی

2

به گوش یار رسان شرح بی قراری دل

به زلف او که دل بی قرار را مانی

3

در انتظار سحر چون من ای فلک همه چشم

بمان که مردم چشم انتظار را مانی

4

سری به سخره ی زانوی غم بزن ای اشک

که در سکوت شبم آبشار را مانی

5

به پای شمع مه از اشک اختران ای چرخ

کنار عاشق شب زنده دار را مانی

6

ز سیل اشک من ای خواب من ندیده هنوز

چه بستری تو که دریا کنار را مانی

7

گذشتی ای مه ناسازگار زودگذر

که روزهای خوش روزگار را مانی

8

مناز این همه ای مدعی به صحبت یار

که پیش آن گل نورسته خار را مانی

9

امان نمی دهی ای سوز غم به ساز دلم

بیا که گریه ی بی اختیار را مانی

10

غزال من تو به افسون فسانه در همه شهر

ترانه ی غزل شهریار را مانی

11

نوید نامه ات ای سرو سایه پرور من

بگو بیا که نسیم بهار را مانی

متن شعر کپی شد.