کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

پیام پرستو

1

بیا که بار دگر گل به بار می آید

بیار باده که بوی بهار می آید

2

هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل

که گل شکفته و بانگ هزار می آید

3

طرب میانه ی خوش نیست با منش چه کنم

خوشا غم تو که با ما کنار می آید

4

نه من ز داغ تو ای گل به خون نشستم و بس

که لاله هم به چمن داغدار می آید

5

دل چو غنچه ی من نشکفد به بوی بهار

بهار من بود آن گه که یار می آید

6

نسیم زلف تو تا نگذرد به گلشن دل

کجا نهال امیدم به بار می آید

7

بدین امید شد اشکم روان ز چشمه ی چشم

که سرو من به لب جویبار می آید

8

مگر ز پیک پرستو پیام او پرسم

وگرنه کیست که از آن دیار می آید

9

دلم به باده و گل وا نمی شود، چه کنم

که بی تو باده و گل ناگوار می آید

10

بهار سایه تویی ای بنفشه مو باز آی

که گل به دیده ی من بی تو خار می آید

متن شعر کپی شد.