کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

همیشه بهار

1

گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی

چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی

2

به دور چشم تو هر چند داد دل نستاندم

برو که کام دل از دور آسمان بستانی

3

گذشتم به جگر داغ عشق و از تو گذشتم

به کام من که نماندی به کام خویش بمانی

4

بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش

که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی

5

تو را چه غم که سوی پایمال عشق تو گردد

که بر عزای عزیزان سمند شوق برانی

6

چگونه خوار گذاری مرا که جان عزیزی

چگونه پیر سندی مرا که بخت جوانی

7

کنون غبار غم برفشان ز چهره که فردا

چه سود اشک ندامت که بر سرم بفشانی

8

چه سال ها که به پای تو شاخ گل بنشستم

که بشکفی و گلی پیش روی من بنشانی

9

تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم

کنون به خواری ام ای گلبن شکفته چه رانی

10

به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم

هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی

11

چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم

چو دیدمت که چو گل سر به سینه ی دگرانی

12

خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب

ولی تو سایه برانی ز خود که سرو رانی

متن شعر کپی شد.