کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

یار گم شده

1

گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنی

سیر جهان در آینه ی روی او کنی

2

خاک سیه مباش که کس برنگیردت

آیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی

3

جان تو جلوه گاه آن گهی شود

کایینه اش به اشک صفا شست و شو کنی

4

خواب و خیال من همه با یاد روی توست

تا کی به من چو دولت بیدار رو کنی

5

درمان درد عشق صبوری بود ولی

با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی

6

خون می چکد ز ناله ی بلبل درین چمن

فریاد از تو گل، که به هر خار خو کنی

7

دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلف

بگشایی و مشام مرا مشکبو کنی

8

اینجاست یار گم شده گرد جهان مگرد

خود را به جوی سایه اگر جست و جو کنی

متن شعر کپی شد.