کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بعد از نیما

1

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمان

همه رفتند ازین خانه، خدا را تو بمان

2

من بی برگ خزان دیده، دگر رفتنی ام

تو همه بار و بری، تازه بهارا تو بمان

3

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من

بنگر این نقش به خون شسته، نگارا تو بمان

4

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک

دل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمان

5

هر دم از حلقه ی عشاق، پریشانی رفت

به سر زلف بتان، سلسله دارا تو بمان

6

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم

پدرا، یارا، اندوهگسارا تو بمان

7

سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست

که سر سبز تو خوش باشد، کنارا تو بمان

متن شعر کپی شد.