کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

لب خاموش

1

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

2

این در همیشه در صدف روزگار نیست

می گویمت ولی توکجا گوش می کنی

3

دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت

ای ماه با که دست در آغوش می کنی

4

در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست

هشیار و مست را همه مدهوش می کنی

5

می جوش می زند به دل خم بیا ببین

یادی اگر ز خون سیاووش می کنی

6

گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت

بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی

7

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

8

سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع

زین داستان که با لب خاموش می کنی

متن شعر کپی شد.