کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

جان ای ساقی

1

چیست آن در لب شیرین تو؟ ای ساقی

بستان جانم و آنمن بچشان ای ساقی

2

باده پیش آر که در پای تو در خواهم باخت

حاصل کارگه کون و مکان ای ساقی

3

درد هجران عزیزان به جهان چند کشیدم

همه رفتند، خدا را تو بمان ای ساقی

4

تا سرانجام دل خون شده چون خواهد بود

سرنوشتی ز خط جام بخوان ای ساقی

5

دور کجدار و مریز است و دلم می لرزد

چون توان زیست چنین دل نگران ای ساقی

6

نه دلی ماند و نه دینی ز پی غارت عشق

آه ازین فتنه که برخاست، امان ای ساقی

7

رستمی بر سر سهراب یلی می گرید

نوشداروی امیدی برسان ای ساقی

8

چشم مستت چه طلب می کند از سایه؟ بگو

به فدای لب شیرین تو جان ای ساقی

متن شعر کپی شد.