کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

سماع سرد

1

درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی

هزار کاروان دل ز هر دری در آمدی

2

ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تو

اگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی

3

سماع سرد بی غمان خمار ما نمی برد

به سان شعله کاشکی قلندری در آمدی

4

خوشا هوای آن حریف و آه آتشین او

که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدی

5

یکی نبود ازین میان که تیر بر هدف زند

دریغ اگر کمان کشی دلاوری در آمدی

6

اگر به قصد خون من نبود دست غم چرا

از آستین عشق او چون خنجری در آمدی

7

فروخلید در دلم غمی که نیست مرهمش

اگر نه خار او بدی به نشتری در آمدی

8

شب سیاه آینه ز عکس آرزو تهی ست

چه بودی از پری رخی ز چادری در آمدی

9

سرشک سایه یاوه شد درین کویر سوخته

اگر زمانه خواستی چه گوهری در آمدی

متن شعر کپی شد.