کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل تن

1

تن تو مطلع تابان روشنایی هاست

اگر روان تو زیباست از تن زیباست

2

شگفت حادثه ای نادر ست معجزه طبع

که در سراچه ی ترکیب چون تویی آراست

3

نه تاب تن که برون می زند ز پیراهن

که از زلال تنت جان روشنت پیداست

4

که این چراغ در آیینه ی تو روشن کرد؟

که آسمان و زمین غرق نور آن سیماست

5

ز باغ روی تو صد سرخ گل چرا ندمد

که آب و رنگ بهارت روانه در رگ هاست

6

مگر ز جان غزل آفریده اند تنت

که طبع تازه پرستم چنین بر او شیداست

7

نه چشم و دل که فرومانده در گریبانت

که روح شیفته ی آن دو مصرع شیواست

8

نگاه من ز میانت فرو نمی آید

هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست

9

حریف وسعت عشق تو سینه ی سایه ست

چو آفتاب که آیینه دار او دریاست

متن شعر کپی شد.