کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

رنج دیرینه

1

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست

آه ازین درد که جز مرگ منش درمان نیست

2

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست

3

آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر

انتظار مددی از کرم باران نیست

4

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت

آن خطا را به حقیقت کم ازین تاوان نیست

5

این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست

گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست

6

رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید

علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

7

صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع

لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست

8

تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد

هر تنگ حوصله را طاقت این توفان نیست

9

سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

متن شعر کپی شد.