کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

با سینه سردان

1

منشین چنین زار و حزین چون روی زردان

شعری بخوان، سازی بزن، جامی بگردان

2

ره دور و فرصت دیر، اما شوق دیدار

منزل به منزل می رود با رهنوردان

3

من بر همان عهدم که با زلف تو بستم

پیمان شکستن نیست در آیین مردان

4

گر رهرو عشقی تو پاس ره نگه دار

بالله که بیزارست ره زین هرزه گردان

5

صد دوزخ اینجا بفشرد آری عجب نیست

گر در نگیرد آتشت با سینه سردان

6

آن کو به دل دردی ندارد آدمی نیست

بیزارم از بازار این بی هیچ دردان

7

آری هنر بی عیب حرمان نیست لیکن

محروم تر برگشتم از پیش هنردان

8

با تلخکامی صبر کن ای جان شیرین

دانی که دنیا زهر دارد در شکردان

9

گردن رها کن سایه از بند تعلق

تا وارهی از چنبر این چرخ گردان

متن شعر کپی شد.