کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

درلبخند او

1

دیدم و می آمد از مقابل من دوش

خنده ی تلخی نهاده بر لب پر نوش

2

غمزده چون ماهتاب آخر پاییز

دوخته بر روی من نگاه غم انگیز

3

من به خیال گذشته بسته دل و هوش :

... ماه درخشنده بود و دریا آرام

4

ساحل مرداب درخموشی و ابهام

شب ز طرب می شکفت چون گل رویا

5

عکس رخ مه در آبگینه ی دریا

چون رخ ساقی که واژگون شده در جام

6

او به بر من نشسته : عابد و معبود

دوخته بر چشم من دو چشم غم آلود

7

زورق ما می گذشت بر سر مرداب

چهره ی او زیر سایه روشن مهتاب

8

لذت اندوه بود و مستی غم بود

سر به سر دوش من نهاده و دلشاد

9

زمزمه می کرد و زلفش از نفس باد

بر لب من می گذشت نرم و هوس خیز

10

چون می شیرین به بوسه های دل انگیز

هوش مرا می ربود و مستی می داد

11

مست طرب بود و چون شکوفه ی سیراب

بر رخ من خنده می زد آن گل شاداب

12

خنده ی او جلوه ی امید و صفا بود

راحت جان بود ، عشق بود ، وفا بود

13

لذت غم می نشست در دل بی تاب

دیدم و می آمد از مقابل من دوش

14

خنده ی تلحی نهاده بر لب پر نوش

آه کزان خنده آشکار شنفتم :

15

" بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم ! ... "

ناله فروماند در پس لب خاموش

16

غمزده ، چون ماهتاب آخر پاییز

دوخته بر روی من نگاه غم انگیز

17

دیگر در خنده اش امید و صفا نیست

راحت جان نیست ، عشق نیست ، وفا نیست

18

دیگر این خنده نیست نغز و دلاویز !

می نگرم در خیال و می شنوم باز

19

می رود و می دهد به گوش من آواز :

" بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم ! ... "

متن شعر کپی شد.