سایر · سایه
مرجان
1
سنگی ست زیر آب
2
در گود شب گرفته ی دریای نیلگون
3
تنها نشسته در تک آن گور سهمناک
4
خاموش مانده در دل آن سردی و سکون
5
او با سکوت خویش
6
از یاد رفته ای ست در آن دخمه ی سیاه
7
هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز
8
هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه
9
بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود
10
کان ناله بشنود
11
بسیار شب که اشک بر افشاند و یاوه گشت
12
در گود آن کبود
13
سنگی ست زیر آب ولی آن شکسته سنگ
14
زنده ست ، می تپد به امیدی در آن نهفت
15
دل بود اگر به سینه ی دلدار می نشست
16
گل بود اگر به سایه ی خورشید می شکفت