سایر · سایه
ز بال سرخ قناری_
1
هجوم غارت شب بود و خون گرم شفق
2
هنوز می جوشید
3
هنوز پیکر گلگون آفتاب شهید
4
بر آن کرانه ی دشت کبود می جنبید
5
هنوز برکه ی غمگین به یاد می آورد
6
پریده رنگی روزی که دم به دم می کاست ...
7
تو با چراغ دل خویش آمدی بر بام
8
ستاره ها به سلام تو آمدند :
9
سلام !
10
سلام برتو که از نور داشتی پیغام !
11
سلام بر تو که چشم تو گاهواره ی روز
12
سلام بر تو که دست تو آشیانه ی مهر
13
سلام بر تو که روی تو روشنای ماست !
14
تو چون شهاب گذشتی بر آن سکوت سیاه
15
تو چون شهاب نوشتی به خون روشن خویش
16
که صبح تازه ز خون شهید خواهد خاست
17
ز بال سرخ تو خواندم در آن غروب قفس
18
که آفتاب رها گشتن قناری هاست