کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دیگر نمانده هیچ

1

دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت

دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ

2

خشم است و انتقام فرومانده در نگاه

جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ

3

4

تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم

تا شاید این گریختنم زندگی دهد

5

تنها شدم که مرگ اگر همتی کند

شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد

6

7

تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کس

تنها شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش

8

دردا که این عجوزه ی جادوگر حیات

بار دگر فریفت مرا با چراغ خویش

9

10

اینک شب است و مرگ فراراه من هنوز

آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت

11

اینک منم گریخته از بند زندگی

با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت ؟

متن شعر کپی شد.