سایر · نادر نادرپور
دو در
1
آن در گشوده شد
2
آن در که بسته بود ، زمانی گشوده شد
3
اما کسی نبود
4
اما در انتظار من آنجا کسی نبود
5
شب سخت تیره بود و سیاهی زبان نداشت
6
شب تیره بود و روشنی آسمان نداشت
7
چشمک نمی زد از دل ظلمت ستاره ای
8
با من نداشت چشم خدایان اشاره ای
9
آن در که بسته بود دگر باره بسته شد
10
وین در گشوده شد
11
این در که پلک چشم تو باشد ، گشوده شد
12
در آسمان چشم تو . شب نیلگونه بود
13
دانم چگونه بود و ندانم چگونه بود
14
شب در فضای چشم تو صدها ستاره داشت
15
با هر نگاه خویش ، هزاران اشاره داشت
16
چشمت خموش بود ، ولی بی زبان نبود
17
وان خواهش نگاه تو از من نهان نبود
18
این در که پلک چشم تو باشد ، گشوده شد
19
این در که بسته بود ، از این پس گشوده شد
20