سایر · نادر نادرپور
همزاد
1
در خواب های تیره ی افیونی ام ، شبی
2
او را شناختم
3
او ، شعله ی پریده ی یک آفتاب بود
4
چشمی به رنگ آبی سیر غروب داشت
5
در چشم او هزار نوازش به خواب بود
6
او را شناختم
7
از نسل ماه بود
8
اندامش از نوازش مهتابهای دور
9
رنگی به رنگ صبح بلورین ، سپید داشت
10
زلفش چو دود مشکی شب ها ، سیاه بود
11
او را در آن نگاه نخستین شناختم
12
اما نگاه منتظرم بی جواب ماند
13
بر من نگاه کرد و نگاهش ز من گذشت
14
این آخرین امید ، چه نکامیاب ماند
15
او را شناختم
16
همزاد جاودانی من بود و ، نام او
17
چون نام من به گوش خدا آشنا نبود
18
می خواستم که بانگ برآرم : بمان بمان
19
اما در آن سکوت خدایی ، صدا نبود
20