کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دختر جام

1

همچون ونوس کز صدفی سر برون کشید

2

دامن کشان ز جام شرابم برآمدی

3

یک لحظه چون حباب شراب آمدی به رقص

4

و آنگاه کف زنان به لب ساغر آمدی

5

آن شب ، اتاق من به مثل جام باده

6

نور چراغ من به مثل رنگ باده داشت

7

درهای بسته چون دو لب ناگشوده بود

8

رخسار پرده آن همه چشم گشاده داشت

9

من همچو موجی آمدم و خواندمت به رقص

10

اما تو چون حباب ، سراپا شدی نگاه

11

چشمان نیم خفته ی تو چون صدف شکفت

12

اشکی در آن نشست ز اندیشه ی گناه

13

گفتم : نگاه کن این در گشوده شد

14

این در که پلک چشم تو باشد ، گشوده شد

15

حرفم ز بیم پرده دری ناتمام ماند

16

می ماند و جام ماند

17

در باز شد خموش و ، تو بی هیچ گفتگو

18

آرام و پر غرور ، به سویش روان شدی

19

چون یونسی که در دل ماهی فروخزید

20

بار دگر ، به جام شرابم نهان شدی

21

اینک تو رفته ای

22

افسوس ، با تو رفت مرا آنچه مانده بود

23

افسوس ، با تو رفت

24

دیگر کسی نماند که اندوه عشق او

25

دمساز من شود

26

دیگر کسی نماند که یاد عزیز او

27

در این سکوت سرد ، همآواز من شود

28

افسوس ، با تو رفت

29

افسوس ، با تو رفت مرا آنچه مانده بود

متن شعر کپی شد.